آیا پیمان آهنین دچار ترکهای عمیق شده است؟
اختلافات نهفته میان ترامپ و نتانیاهو در خصوص مسائل غزه و سوریه، اتحاد دیرینه آمریکا و رژیم صهیونیستی را در آستانه یک آزمون تاریخی قرار داده...
اختلافات پنهان میان ترامپ و نتانیاهو در خصوص غزه و سوریه، اتحاد سنتی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی را در آستانه یک آزمون تاریخی قرار داده است. به گزارش مرکز تحلیلی رافق؛ در حالی که خاورمیانه پس از تحولات پرتلاطم سال ۲۰۲۵ به دنبال دستیابی به ثبات است، روابط میان ایالات متحده و رژیم صهیونیستی که به مدت دههها به عنوان نماد اتحاد استراتژیک شناخته میشد، با تنشهای بیسابقهای مواجه شده است. گزارشهای معتبر از منابع آمریکایی نظیر اکسیوس، المانیتور و والاستریت ژورنال نشاندهنده نارضایتی فزاینده دونالد ترامپ از اقدامات یکجانبه بنیامین نتانیاهو است که نهتنها اجرای آتشبس در غزه را مختل کرده، بلکه تلاشهای واشنگتن برای ایجاد نظم نوین در سوریه و گسترش توافقات ابراهیم را نیز با چالش مواجه ساخته است.
این اختلافات ناشی از تفاوت در اولویتهاست: ترامپ به دنبال دستیابی به موفقیتهای دیپلماتیک سریع برای تقویت جایگاه جهانی خود است، در حالی که نتانیاهو تحت فشار ائتلاف داخلی و نگرانیهای امنیتی، رویکردی محتاطانه و گاهی تهاجمی اتخاذ کرده که کاخ سفید آن را مانعتراشی میداند. این وضعیت میتواند پیامدهای بلندمدتی برای معادلات منطقهای داشته باشد، جایی که ایالات متحده به عنوان قدرت حامی، در حال بازنگری در سطح حمایت بیقیدوشرط خود است.
آتشبس غزه که با تلاش مستقیم ترامپ در اکتبر ۲۰۲۵ برقرار شد، در مرحله اول با موفقیت نسبی همراه بود، اما ورود به مرحله دوم – شامل خلع سلاح حماس، خروج کامل نیروهای اسرائیلی و استقرار نیروی بینالمللی – با موانع جدی روبرو شده است. ترور رائد سعد، یکی از فرماندهان کلیدی حماس در ۱۳ دسامبر، بدون هماهنگی با واشنگتن، جرقه اصلی تنشهای اخیر بود؛ کاخ سفید این اقدام را نقض صریح توافق دانسته و در پیامی خصوصی به نتانیاهو هشدار داده که چنین رفتارهایی اعتبار دستاورد ترامپ را زیر سؤال میبرد.
مقامات آمریکایی تأکید دارند که حماس ابتدا با قاچاق سلاح و حملات محدود آتشبس را نقض کرده، اما رژیم صهیونیستی را به عدم انعطاف متهم میکنند. اختلاف عمیق بر سر مفهوم خلع سلاح وجود دارد: تلآویو بر تحویل فوری همه سلاحها حتی انواع سبک اصرار دارد، در حالی که واشنگتن به فرآیندی تدریجی و محدود به تسلیحات سنگین فکر میکند و حماس تنها پس از تشکیل دولت فلسطینی حاضر به مذاکره است. تاکنون هیچ کشوری تعهد قطعی برای نیروی بینالمللی نداده و پیشبینیها از حداکثر ۱۰ هزار نیرو تا پایان ۲۰۲۶ حکایت دارد.
نتانیاهو از ورود سریع به این مرحله هراس دارد، زیرا حضور نیروهای خارجی میتواند آزادی عمل نظامی رژیم اسرائیل را محدود کند و فشار داخلی برای حفظ دستاوردها را افزایش دهد. این بنبست نهتنها آتشبس را شکننده کرده، بلکه ترامپ را که به دنبال پیروزی بزرگ برای نوبل صلح است، ناامید ساخته و او را وادار به اظهارات خصوصی تند علیه نتانیاهو کرده است.
تنشها فراتر از غزه به سوریه کشیده شده، جایی که پس از سقوط رژیم اسد، دولت احمد الشرع تلاش میکند کشور را بازسازی کند. ترامپ خواهان همکاری رژیم اسرائیل با دمشق برای ایجاد ثبات و الحاق احتمالی سوریه به توافقات ابراهیم است، اما تلآویو با کنترل مناطق جنوبی سوریه و حملات هوایی مکرر، رویکردی متفاوت برگزیده است. فرستاده ویژه ترامپ، تام باراک، در جلسات متعدد با نتانیاهو بر توقف عملیات و هماهنگی تأکید کرده، اما اسرائیلیها باراک را به جانبداری از ترکیه و سوریه متهم میکنند و اظهارات او در مجمع دوحه را نشانه تردید در مدل حکومتی خود میدانند.
رژیم صهیونیستی بر غیرنظامیسازی گسترده و حفظ کریدور برای دروزیها اصرار دارد، خواستههایی که دمشق آن را زیادهخواهانه میخواند. گزارشها حاکی از آن است که واشنگتن معتقد است تلآویو علاقه واقعی به توافق ندارد و تنها به حفظ برتری هوایی فکر میکند. این اختلاف، در آستانه دیدار نتانیاهو با ترامپ در فلوریدا، میتواند به نقطه عطفی تبدیل شود، جایی که ترامپ ممکن است فشار بیشتری برای پذیرش توافق امنیتی شبیه پیمان ۱۹۷۴ اعمال کند.
ترامپ از حضور ترکیه در نیروی غزه و بازسازی آن حمایت میکند و حتی فروش اف-۳۵ را در نظر دارد، اما نتانیاهو اردوغان را دشمن قسمخورده میداند و حضور آنکارا و دوحه را که بر تداوم نقش حماس اصرار دارند، غیرقابل قبول میخواند. این مسئله نتانیاهو را در دوراهی سختی قرار داده است: پذیرش خواست ترامپ یا مواجهه با فشار داخلی برای نابودی کامل حماس.
دیدار قریبالوقوع نتانیاهو با ترامپ در ۲۹ دسامبر و جلسه بعدی، فرصتی برای حل اختلافات است، اما اگر نتانیاهو نتواند انعطاف نشان دهد، ممکن است حمایت بیقیدوشرط آمریکا کاهش یابد. این وضعیت میتواند به بازنگری در روابط منجر شود و خاورمیانه را به سمت معادلات جدیدی سوق دهد، جایی که ایالات متحده اولویتهای جهانی خود را بر حمایت مطلق از یک طرف ترجیح میدهد. در نهایت، این تنشها نهتنها آینده غزه و سوریه را تعیین میکند، بلکه نشاندهنده تغییر احتمالی در توازن قدرت منطقهای است که سالها بر پایه اتحاد آهنین بنا شده بود.