ایران؛ جامعهای در حال تغییر و تحول
نگهداری معتقد است که جامعه ایران شکننده نیست، بلکه دارای روحی پادشکننده است. این ویژگی، بزرگترین سرمایه کشور برای عبور از چالشهای سخت به شمار...
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی اظهار داشت که جامعه ایران به هیچ وجه شکننده نیست، بلکه به نوعی پادشکننده است و این ویژگی پادشکنندگی، بزرگترین دارایی برای عبور از دورانهای دشوار به شمار میآید.
بابک نگاهداری در اظهارات خود بیان کرد که موضوع ایران در شرایط کنونی، فراتر از ارزیابیهای معمول کارآمدی و ناکارآمدی قرار دارد. وی تصریح کرد که این مسئله به این دلیل نیست که کارآمدی دیگر اهمیت ندارد، بلکه به این خاطر است که در این برهه تاریخی، کارآمدی به تنهایی نمیتواند پاسخگوی نیازها باشد.
وی افزود: در دل یک بحران جهانی و دوران گذار نظم بینالملل، جنگ شناختی که به نحوه اداره کشور مربوط میشود، به سطح عمیقتری رسیده و مسئله حقانیت ایران و جمهوری اسلامی در عرصه جهانی و در ذهن بخشی از جامعه به یک نقطه کانونی تبدیل شده است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس با اشاره به اینکه در این شرایط، بخش معترض جامعه تنها به دنبال اصلاح عملکردها یا بهبود سازوکارها نیست، بلکه درگیر پرسشهای وجودی درباره معنا، سیاست و نسبت خود با آنهاست، خاطرنشان کرد: خطر اصلی از سوی دشمن در این مرحله، فروپاشی فیزیکی یا نهادی نیست، بلکه فروپاشی ذهنی است؛ وضعیتی که در آن معناهای مشترک، روایتهای ملی و منطق نقشها از درون تهی میشوند. این وضعیت را میتوان خلأ معنا نامید؛ خلأای که اگر پر نشود، حتی کارآمدترین سیاستها نیز در آن بیاثر خواهند شد.
وی ادامه داد: یکی از عوارض کلیدی این جنگ شناختی در صورت موفقیت، بیمعنی شدن نقشها در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور خواهد بود. این پدیده را میتوان با مثال یک مسابقه فوتبال توضیح داد. اگر نقش داور بیمعنا شود و سوت او دیگر بازی را متوقف نکند، آنچه باقی میماند دیگر فوتبال نیست، بلکه هرجومرجی بیهدف است. این بیمعنایی باعث میشود تا امر ملی در کشور بیمعنا شود.
نگاهداری افزود: در مواجهه با این شرایط، بسیاری از راهحلهایی که از سوی برخی جریانها و افراد ارائه میشود، هرچند ظاهری منطقی دارند، اما در باطن بیمحتوا و ناکارآمدند. این راهحلها شبیه توصیه پزشکی است که به فردی ساکن در طبقه چهارم یک ساختمان بدون آسانسور میگوید که برای درمان زانودردش نباید از پله بالا برود. توصیه به خودی خود درست است، اما شرایط امکان اجرای آن را نمیدهد. بسیاری از پیشنهادها و سیاستهایی که برای حل مشکلات کشور ارائه میشود، در همین چارچوب قرار میگیرد؛ راهحلهایی که واقعیتهای میدانی خارجی و داخلی و محدودیتها و امکانات جامعه را نادیده میگیرند و در نتیجه، به جای حل مسئله، بر عمق بیاعتمادی و احساس بیمعنایی میافزایند.
وی ادامه داد: البته این وضعیت در خلأ رخ نمیدهد. ما در میانه یک تغییر بنیادین در ساختار قدرت جهانی قرار داریم و ناآرامیهایی که در سرتاسر دنیا مشاهده میشود، از عوارض همین دوران گذار است. در چنین شرایطی، تنها یک اصل حیاتی وجود دارد؛ باید قدرتمند بود. ضعف در این دوره به معنای حذف شدن از معادلات آینده جهان است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس با تأکید بر اینکه قدرت صرفاً در توان نظامی و اقتصادی خلاصه نمیشود، یادآور شد: یکی از عناصر اساسی قدرت، در بازسازی معنای ملی نهفته است. از اصلیترین مأموریتهای نخبگان و اندیشمندان ایران دوست امروز، بازگرداندن معنا به امر ملی است.
وی با بیان اینکه جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه رویا است، نه کابوس، گفت: به اندازه کافی از بحران، تهدید و آینده تاریک برای مردم گفته شده است. مردم نیازمند شنیدن روایتی از آینده هستند که به آنها امید، انگیزه و غرور بدهد. ترسیم یک رویای ملی قابلدسترس، بزرگترین امکان و ظرفیت برای مقابله با فروپاشی ذهنی و احساس تحقیر جمعی است.
نگاهداری با اشاره به اینکه نام ایران به بلندای تاریخ است و این یک واقعیت تاریخی غیرقابل انکار است، توضیح داد: با وجود تمام تحلیلهای نگرانکننده، نباید یک حقیقت بزرگ را فراموش کرد؛ جامعه ایران شکننده نیست، بلکه پادشکننده است. جامعه شکننده با هر ضربه و تکانهای ترک برمیدارد و فرو میپاشد، اما جامعه پادشکننده از دل همین ضربهها، آشوبها و فشارها، راههای جدیدی برای بقا مییابد و حتی قویتر میشود. حضور میلیونی و خیرهکننده مردم در ۲۲ دیماه، علیرغم تمام نقدها و نارضایتیها و انواع فشارهای خارجی، گواهی بر همین خاصیت پادشکنندگی است. این حضور نشان میدهد که یک پیوند عمیق و تاریخی میان مردم و ایده ایران وجود دارد که فراتر از عملکرد دولتهاست.
وی با بیان اینکه وظیفه نخبگان و سیاستمداران دلسوز، نترسیدن و نترساندن است، گفت: نترسیدن از بحران و فهمیدن آن و تکیه بر همین ظرفیت عظیم ملی برای ساختن یک رویای مشترک، وظیفه همگی ماست. بازگرداندن معنا به هویت ملی، کلید خروج از این پیچ تاریخی و ورود قدرتمندانه به نظم جدید جهانی خواهد بود.