ترس از برنامه هستهای ایران، بزرگنمایی شده است
تاکر کارلسون، مفسر آمریکایی، به انتقاد از هشدارهای غرب درباره برنامه هستهای ایران پرداخته و آنها را بیاساس خوانده است. او با چالش کشیدن این نگرانیها، به تحلیل جدیدی از وضعیت هستهای ایران پرداخته...
به گزارش مرکز تحلیلی رافق، «تاکر کارلسون»، مفسر مشهور آمریکایی، هشدارهای مکرر غرب در مورد برنامه هستهای ایران را بیاساس دانسته و به چالش کشیده است.
این مفسر در مقالهای با مقایسه اظهارات مقامات و رسانههای آمریکایی درباره تهدیدات برنامه هستهای کره شمالی و ایران، به این نکته اشاره کرده است که پس از دستیابی پیونگیانگ به سلاح هستهای، ثبات در این منطقه برقرار شده است. او پرسش میکند که آیا هستهای شدن ایران نیز میتواند به ثبات مشابهی در غرب آسیا منجر شود؟
کارلسون در مقالهای با عنوان «آیا ایران هستهای میتواند به خاورمیانه ثبات ببخشد؟» در وبگاه خود، هشدارهای مکرر درباره برنامه هستهای ایران را به چالش کشیده و بیان میکند: «این هشدارها واقعاً ترسناک به نظر میرسند، اما ۲۰ سال گذشته نشان دادهاند که بیاساس بودهاند. کره شمالی در اکتبر ۲۰۰۶ بهطور رسمی به عنوان یک کشور هستهای شناخته شد و اشاعه تسلیحات آن منجر به هیچ حملهای به آمریکا، غرب یا هر کشور دیگری نشده است.»
این مفسر آمریکایی به نگرانیهای مقامات و رسانههای این کشور در گذشته درباره برنامه هستهای کره شمالی اشاره کرده و مینویسد: «ویلیام پری»، وزیر دفاع دولت «بیل کلینتون» در سال ۲۰۰۳ گفته بود که «این بمبها نهتنها آمریکا، بلکه کره جنوبی، ژاپن و بهطور غیرمستقیم چین را نیز تهدید خواهد کرد.» همچنین به گفته او، شبکه سیانان در سال ۲۰۰۶ در گزارشی نوشت: «کره شمالی در آستانه انجام یک حمله موشکی دوربرد است که ممکن است آمریکا را هدف قرار دهد و میتواند به آلاسکا و احتمالاً به کرانه ۴۸ ایالت پیوسته و اصلی آمریکا برسد.»
کارلسون همچنین به این ایده اشاره میکند که اگر کره شمالی سلاح کشتار جمعی به لسآنجلس شلیک نکند، ممکن است مواد شکافتپذیر خود را به تروریستها بدهد. او به نقل از «جورج دابلیو بوش»، رئیسجمهور پیشین آمریکا مینویسد: «انتقال تسلیحات یا مواد هستهای از سوی کره شمالی به کشورها یا نهادهای غیردولتی تهدید بسیار بزرگی علیه آمریکا خواهد بود.»
کارلسون این پرسش را مطرح میکند: «آیا ممکن است دستیابی ایران به بمب هستهای در نهایت به یک اتفاق خوب تبدیل شود؟ فارغ از اینکه آیا کسی در دستگاه سیاست خارجی آن را بپذیرد یا خیر، هستهای شدن کره شمالی بهطور انکارناپذیری در شبهجزیره کره ثبات برقرار کرده است. این منطقه از سال ۲۰۰۶ شاهد هیچ جنگ، کودتا یا تلاشهای مداخلهجویانه برای تغییر حکومت نبوده است.»
در این مقاله به ادعاهای مشابهی که مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی درباره اهداف برنامه هستهای ایران مطرح کردهاند، اشاره شده است. «لیندزی گراهام»، سناتور آمریکایی سال گذشته به فاکس نیوز گفته بود که باور دارد و تضمین میکند که اگر ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند، از آن استفاده خواهد کرد. همچنین «جیمز کلپر»، مدیر پیشین اطلاعات ملی آمریکا در دولت «باراک اوباما» مدعی شده بود که مقامات ایرانی «اکنون تمایل بیشتری به انجام حملهای به آمریکا در پاسخ به اقدامات واقعی یا ضمنی آمریکا که این رژیم را تهدید میکند، دارند.»
کارلسون با توجه به استدلال خود در زمینه تأثیر دستیابی کره شمالی به تسلیحات اتمی بر ثبات در شبهجزیره کره، درباره ایران مینویسد: «آیا تبدیل شدن ایران به قدرتی هستهای نیز همین تأثیر را خواهد داشت؟ آیا سرانجام باعث خواهد شد که آمریکا این منطقه را به حال خود بگذارد و آیا این انگیزه را به اسرائیل خواهد داد که از هدف اعلامی خود مبنی بر کنترل نوار غزه و کرانه باختری دست بکشد؟»
این چهره برجسته آمریکایی در پایان استدلال میکند که هیچ کشوری از آنچه بوش پیشتر «محور شرارت» خوانده بود و عمدتاً به ایران، کره شمالی و عراق رژیم بعث اشاره داشت، از سلاح هستهای استفاده نکرده است، زیرا این اقدام به مثابه خودکشی خواهد بود. او مینویسد که ترسها برای توجیه اقدام نظامی علیه ایران اغراقآمیز هستند. مقامات ایران با وجود حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در ژوئن گذشته علیه برنامه هستهای کشور و ادعاهای تکراری آنها مبنی بر وجود اهداف نظامی در برنامه هستهای ایران تأکید کردهاند که تولید و بهکارگیری تسلیحات اتمی جایی در دکترین دفاعی ایران ندارد، اما تهران با توجه به ظرفیت و دانش بومی خود در فناوری هستهای، استفاده مسالمتآمیز از انرژی هستهای را حق مسلم خود میداند.