راهبرد تازه پنتاگون: تأکید بر دفاع داخلی و بازدارندگی در برابر چین
پنتاگون در راهبرد دفاعی ملی جدید خود، تمرکز اصلی آمریکا را بر دفاع از خاک خود و بازدارندگی چین قرار داده است. در این راستا، حمایت از اروپا و اوکراین به «کمک محدود» کاهش یافته است. همچنین، گزینههای...
به گزارش مرکز تحلیلی رافق، پنتاگون در سند استراتژی دفاع ملی جدید خود، اولویتهای آمریکا را بر دفاع از خاک اصلی و بازدارندگی چین متمرکز کرده و حمایت از اروپا و اوکراین را به «کمک محدود» کاهش داده است. این سند همچنین گزینههای نظامی برای کنترل گرینلند و پاناما و مقابله با تهدیدهای ایران و کره شمالی را مورد تأکید قرار داده است.
مهدی سیف تبریزی – ایالات متحده در حال حاضر در یکی از پیچیدهترین و پرتنشترین محیطهای امنیتی تاریخ معاصر خود قرار دارد. راهبرد دفاعی ملی تجدیدنظرشده سال ۲۰۲۶ که به تازگی توسط وزارت دفاع این کشور منتشر شده، نه تنها یک سند فنی یا نظامی، بلکه یک بیانیه راهبردی عمیق و تعیینکننده است که نشاندهنده پایان یک عصر طولانی در سیاست دفاعی و خارجی آمریکا به شمار میآید. این سند از شعارهای کلیشهای و تکراری فاصله گرفته و به صراحت اعلام میکند که آمریکا دیگر نمیتواند و نباید همه تهدیدها را بهطور همزمان و با شدت یکسان مدیریت کند.
اصل محوری این راهبرد جدید «تمرکز و اولویتبندی هوشمندانه» است؛ به این معنا که تهدیدهای اصلی به دقت انتخاب شده و منابع محدود به آنها تخصیص داده میشود. این رویکرد جدید، که ریشه در تجربیات دهههای اخیر دارد، به ویژه پس از چالشهای جنگهای خاورمیانه، رقابت با چین و بحران اوکراین، نشاندهنده یک بازنگری اساسی است. وزارت دفاع آمریکا در این سند، جهان را به عنوان یک عرصه چندقطبی توصیف میکند که در آن قدرتهای اقتدارگرا مانند چین و روسیه به دنبال بازتعریف نظم جهانی هستند.
راهبرد دفاعی ۲۰۲۶ با ارزیابی دقیقی از محیط امنیتی جهانی آغاز میشود. آمریکا در دورهای از رقابت استراتژیک بسیار شدید قرار دارد که دیگر یک احتمال نظری نیست، بلکه واقعیتی جاری و تعیینکننده برای آینده است. سند تأکید میکند که توانایی تشخیص و اولویتبندی درست تهدیدها اکنون بیش از هر زمان دیگری حیاتی شده است، زیرا منابع محدود نمیتوانند همه چالشها را پوشش دهند.
جمهوری خلق چین (PRC) در این سند بهطور صریح به عنوان تهدید اصلی و بلندمدت امنیت ملی ایالات متحده معرفی شده است. چین دیگر صرفاً یک رقیب اقتصادی یا یک قدرت نظامی منطقهای نیست؛ بلکه بهطور سیستماتیک در حال تبدیل شدن به رقیبی همسطح یا حتی برتر از آمریکا در تمام حوزههای کلیدی قدرت ملی است. سند با جزئیات توضیح میدهد که چین دارای «قصد و توانایی» لازم برای به چالش کشیدن نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین است.
وزارت دفاع آمریکا معتقد است اگر چین به اهداف راهبردی بلندمدت خود برسد، نظم فعلی جهان فرو خواهد پاشید و جای خود را به یک نظم جدید اقتدارگرایانه خواهد داد. به همین دلیل، بازدارندگی و مقابله با چین در منطقه هند-اقیانوس آرام به اولویت شماره یک راهبرد دفاعی تبدیل شده است. این اولویتبندی در تمام لایههای عملیاتی وزارت دفاع نفوذ کرده و تخصیص بودجههای کلان به قابلیتهای جدید مانند موشکهای دوربرد و زیردریاییهای هستهای را افزایش داده است.
فدراسیون روسیه نیز در این سند به عنوان تهدید حاد و فوری شناخته میشود. تهاجم به اوکراین نشان داد که کرملین حاضر است از نیروی نظامی برای تغییر مرزها و بیثباتسازی نظم امنیتی اروپا استفاده کند. با این حال، ظرفیت کلی روسیه به مراتب کمتر از چین است و به همین دلیل، مدیریت و بازدارندگی روسیه در اولویت دوم قرار میگیرد.
در میان تهدیدهای منطقهای، ایران و کره شمالی به عنوان چالشهای مهم مورد توجه قرار دارند. ایران به عنوان یک عامل بیثباتکننده کلیدی در خاورمیانه توصیف میشود و برنامه هستهای آن میتواند تعادل قدرت در منطقه را به نفع خود تغییر دهد. همچنین، کره شمالی به عنوان تهدیدی جدی به دلیل برنامههای موشکی و هستهایاش مورد توجه قرار گرفته است، اما تمرکز سند بر کره شمالی کمتر از ایران است.
یکی از مهمترین تغییرات در این سند، تغییر بنیادین رویکرد به اروپا و ناتو است. ایالات متحده دیگر نقش «ضامن اصلی و نامحدود امنیت اروپا» را نمیپذیرد و این تغییر نه یک پیشنهاد، بلکه یک تصمیم استراتژیک به شمار میآید.