عواقب به رسمیت شناختن سومالیلند چیست؟
تحلیلگران بر این باورند که روابط میان سومالیلند و رژیم صهیونیستی در نهایت به زیان هر دو طرف خواهد بود.
به گزارش مرکز تحلیلی رافق، تحلیلگران بر این باورند که روابط بین سومالیلند و رژیم صهیونیستی در نهایت به ضرر هر دو طرف خواهد بود. در مقالهای که توسط اندیشکده کوئینسی منتشر شده است، به بررسی به رسمیت شناختن «سومالیلند» از سوی اسرائیل پرداخته شده و آمده است که اسرائیل تمایل دارد روابط خود را با سومالیلند که در شمال شاخ آفریقا واقع شده و تقریباً ۱۶۰ مایل از یمن فاصله دارد، تقویت کند. این دو طرف از این همکاری جدید بهرهمند خواهند شد؛ اسرائیل به یک متحد در آفریقا و پایگاه استراتژیک در دریای سرخ دست مییابد و سومالیلند نیز اولین گام را به سوی به رسمیت شناخته شدن برمیدارد. با این حال، این رابطه تنها مزایا ندارد و ممکن است زیانهای قابل توجهی نیز به همراه داشته باشد.
تصمیم به رسمیت شناختن سومالیلند واکنشهای شدیدی از سوی جامعه بینالمللی به همراه داشت؛ به طوری که ۱۴ عضو از ۱۵ عضو شورای امنیت سازمان ملل این اقدام اسرائیل را محکوم کردند. تنها آمریکا از اسرائیل دفاع کرد، اما از به رسمیت شناختن خود سومالیلند خودداری نمود. سومالی که عضو اتحادیه آفریقا و اتحادیه عرب است، هشدار داد که این اقدام ممکن است بخشی از توطئهای برای جابجایی فلسطینیها از غزه باشد و آن را به عنوان نشانهای از «بیاحترامی مطلق به قانون و اخلاق» محکوم کرد. بنابراین، اسرائیل با به رسمیت شناختن سومالیلند، ریسک بزرگی را متحمل شده است. در واقع، تلآویو با به رسمیت شناختن کشوری که اکثر دولتها و سازمانهای بینالمللی آن را جزئی از سومالی میدانند، ممکن است با واکنشهای منفی و فشارهای دیپلماتیک زیادی از سوی کشورهای آفریقایی، عربی و حتی برخی کشورهای غربی مواجه شود.
سومالیلند نیز به نوبه خود، شرطبندی جاهطلبانهای انجام داده است، زیرا اینکه هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناسد، بسیار بهتر از آن است که یک رژیم بدنام آن را به رسمیت بشناسد. طرفداران سومالیلند چه میگویند؟ سومالیلند که پیشتر تحت استعمار انگلیس بود، پس از استقلال و پیوستن به سومالی که پیشتر تحت استعمار ایتالیا قرار داشت، با نارضایتیهای فراوانی روبرو شد. مردم و رهبران سومالیلند احساس میکردند که حکومت مرکزی سومالی به آنها کمتوجهی میکند و با مشکلات اقتصادی، امنیتی و سیاسی زیادی مواجه هستند. این چالشها در نهایت به یک جنگ داخلی منجر شد که طی آن ارتش سومالی حداقل ۵۰ هزار غیرنظامی سومالیلند را کشت. در ادامه، سومالیلند اعلام استقلال کرد و خواستار تشکیل دولتی مستقل شد تا امور منطقه را به طور مستقل مدیریت کند و از مشکلاتی که با دولت مرکزی سومالی داشت، جدا شود. با این وجود، سومالیلند هرگز به رسمیت شناخته نشده و از نظر کشورهای عضو سازمان ملل، مشروعیتی ندارد. جامعه بینالمللی همچنان بر مخالفت خود با استقلال سومالیلند پافشاری میکند.
یکی از دلایل این امر، ترس گسترده از این است که به رسمیت شناختن سومالیلند، تلاشهای سایر جنبشهای جداییطلب را تقویت کند و ثبات را در سراسر آفریقا و غرب آسیا، جایی که چنین جنبشهایی در حال گسترش هستند، تضعیف کند. در همین حال، مقامات سومالی میگویند که این به رسمیت شناختن، حضور اسرائیل را در کشورشان افزایش خواهد داد. به گفته «آندریاس کریگ» تحلیلگر کالج کینگ لندن، حتی حضور اندک اسرائیل میتواند تنشها را به شدت افزایش دهد. کریگ اظهار داشت: «هرگونه حضور اسرائیل در سومالیلند احتمالاً توجه انصارالله و شرکای آنها را جلب خواهد کرد، نه تنها برای انتقام مستقیم، بلکه برای نشان دادن اینکه خلیج عدن پناهگاه نیست».
سومالیلند همچنین با این خطر مواجه است که اسرائیل «چاه دیپلماتیک آن را مسموم کرده باشد». به این معنا که تعداد کمی از کشورهای خاورمیانه یا آفریقا میخواهند به عنوان دنبالهرو اسرائیل در امور بینالمللی شناخته شوند؛ به ویژه پس از جنایات این رژیم در غزه. رد پای امارات در به رسمیت شناختن سومالیلند شاید اسرائیل این اقدام را انجام داده باشد، اما دلایل زیادی وجود دارد که نشان میدهد کس دیگری در صندلی راننده نشسته است. کامرون هادسون، تحلیلگر سیاسی مستقل و مدیر سابق در شورای امنیت ملی ایالات متحده، گفت: «بسیاری از مردم استدلال میکنند که در پشت صحنه، این امارات بوده که از به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل حمایت و حتی آن را تشویق کرده است». امارات از مدتها پیش در منطقه شاخ آفریقا و بهویژه سومالیلند حضور فعال دارد. این کشور با سرمایهگذاریهای اقتصادی تلاش میکند نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در این منطقه افزایش دهد. امارات از روابط نزدیک با سومالیلند برای گسترش منافع استراتژیک خود بهره میبرد و در روند بهرسمیت شناختن این منطقه توسط اسرائیل نقش مؤثری داشته است. این حمایتها به سومالیلند کمک کرده تا گامهای مهمی در جهت استقلال و شناختهشدن بینالمللی بردارد، اما در عین حال وابستگی سیاسی و اقتصادی سومالیلند به امارات افزایش یافته است. این وابستگی میتواند استقلال واقعی سومالیلند را تحت تأثیر قرار دهد و حساسیتهای کشورهای دیگر منطقه را برانگیزد.
این مسأله نشان میدهد که تحولات در شاخ آفریقا پیچیده و تحت تأثیر بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است. صرف نظر از آنچه در آینده نزدیک اتفاق میافتد، اکنون مشخص است که کشورهای غرب آسیا مصمم هستند منافع خود را در شرق آفریقا، صرف نظر از عواقب آن، حفظ کنند. تحلیلگران میگویند: بسیاری از رقابتهای درون خاورمیانه اکنون در حال سرایت به منطقه شاخ آفریقا است و این مردم شاخ آفریقا خواهند بود که هزینه آن را خواهند پرداخت.